دیرگاهی است که میزان نوشتار به دلیل تغییر نظام آموزشی به طور محسوسی کمتر از گذشته شده ودانش آموزان آن ورزیدگی باسوادان سابق را ندارند. در کنار آن ضعف مطالعه سبب شده است که غلط املایی جزء لاینفک نوشته های امروز شود و افراد به دلیل عدم آشنایی با املای کلمات و صرفاً با تکیه بر مسموعات شکل های املایی مختلف و عجیبی را به کار ببرند. بروز و رواج این مشکل درحالیست که روز به روز بر دامنه گسترش « وبلاگ نویسی» افزوده می شود و افراد در شرایط سنی مختلف، تاملات شخصی و تراوشات ذهنی خود در معرض دید همگان می گذارند. بسیاری از نویسندگان این نوشته ها عموماً خارج از ضوابط زبان و نوشتار معیار قلم زنی می کنند و با بکارگیری زبان گفتار سعی بر ایجاد نوعی صمیمیت می کنند غافل از اینکه این نوع نگارش که معمولا توام با غلط های رایج املایی است نه تنهاتاثیری بر ایجاد ارتباط با نویسنده نداردبلکه ویترینی برای رواج غلطهای املایی و نگارشی است.
و اینک املای صحیح برخی کلمات:
1-قشقرق : [ ق ِ ق ِرِ ] (ترکی ، اِ) قشقره . هیاهو و جاروجنجال سخت۱
2-هردن بیر: [ هََ دَم ْ ](ترکی ، ص مرکب ) مرکب از دو کلمه ٔ هردن به معنی گاهگاه و بیر به معنی یک ، یعنی بدون نظم . نه بترتیب نیکو. نه بنظم شایسته . بی رویه . بی معنی . نابجای . چرند. عوام هردمبیل و هردنبیل گویند.۱
3-قرص . [ ق ُ ] (ص ) محکم . قایم .۱
4- ناز شست
5- قدغن
6- کج دار ومریز
7- غر و فر: [ غ ِرْ رُ ف ِ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) ناز و غمزه . قر و غمزه ۱
8-غر ولند کردن :[ غ ُرْ رُ ل ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غرو لند زدن . غر زدن . غرغر کردن ۱
9- تسویه حساب
10- ضِرس قاطع: معنی لُغوی این عبارت دندانِ قاطع، یا دندانِ بُرنده و تیز است. اصطلاح به ضرس قاطع به معنی از روی یقین می باشد.۱
۱۱- وسع: توانستن، توان
-------
۱- لغت نامه دهخدا
درکمینگاه نظر با دل خویشم جنگ است زابرو و غمزه ی او تیر و کمانی به من آر(حافظ)
شعر فارسی به ویژه نوع غنایی آن از نظر تصاویر خاص معشوق، پیوندی ناگسستنی با سپاهی گری دارد. در نگاه اول شاید تشبیهات و استعارات از نوع تیرغمزه، کمان ابرو، کمند زلف و... طبیعی به نظر بیاید ولی بااندکی دقت متوجه می شویم که عاملی تاریخی در پس این الهام گیری است و باعث شده این نوع تصاویر از قرن چهارم و پنجم به شعر دوره های بعد راه یابد. به بیانی دیگر عشق به هم جنس که اغلب غلامان ترک و سپاهی می باشد،موضوع عمومی تغزل های گویندگان این عصر است که این نیز متاثر از شرایط آن روزگار است به گونه ای که کارهم جنس بازی در این قرن در شرق ایران امری آشکار و شناخته شده است.. جاحظ در بیان سبب شیوع این امر می گوید: ایشان در جنگ ها بسیار شرکت می کردند ونمی توانستندزنان و دوشیزگان را به میدان جنگ ببرند . ناگزیر غلامان را با خود می بردند تا درتهیه مئونه زندگی ایشان را یاری کنند و چون کار ماندن غلام با خواجه خویش در جنگ به طول می انجامید و در همه احوال با وی بود ، ایشان را که در تنگنای شهوت بودند وادار کرد که به غلامان روی آورند و در سفرها بدین کارعادت کنند و چون به منازل بازگشتند این میل در ایشان ریشه دوانده بود... چنین بود که شاعران نیز برای خوش آمد خواجگان روی به توصیف این غلامان زیبارو آوردند وبرای خلق تصاویر از ابزارآلات جنگی غلامان مانند کمان، تیر و... استفاده نمودند تا تناسبی بین هنر این غلامان و زیبایی آنها به وجود آورند. این توجه به غلامان در شعر غزنوی چنان رایج است که به سختی می توان معشوق مونث یافت و بیشترخصایصی که از معشوق در شعر می آورند خصایص جوانی است که در رزم ، دشمن شکارست و در بزم عاشق کش و عشوه گر.
برکش ای ترک و به یکسو فکن این جامه جنگ چنگ برگیر و بنه درقه و شمشیر از چنگ
وقت آن شد که کمان افکنی انــــــدر بازو وقت آن است که بنشینی و برداری چنگ
ای مژه تیر وکمان ابرو تیرت به چه کار تیر مژگان تو دلدوزتر از تیر خـــــــدنگ (فرخی)
نکته جالب اینکه این غلامان زیبا روی ترک گذشته از واردنمودن تصاویر سپاهیگری، برخی دیگر از ملاک های زیبایی را بر ادب فارسی تحمیل کردند. به عنوان نمونه به دلیل تنگ بودن چشمان این غلامان بعد ها چشم تنگ نشان زیبایی شمرده شد و حتی نرگس نیز بدان تشبیه شد.۱
منبع------------------------------
۱- شفیعی کدکنی، محمدرضا، صورخیال در شعر فارسی، انتشارات نیل، چ نهم . صص ۳۱۶-۳۰۴
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازهی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديدهام خانهئی خريدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیديوار … هی بخند!
بیپرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
يادت میآيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ریرا جان
نامهام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت مینويسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
بيا برويم رو به روی بادِ شمال
آن سوی پرچين گريهها
سرپناهی خيس از مژههای ماه را بلدم
که بیراههی دريا نيست.
ديگر از اين همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خستهام
بيا برويم!.....
. ----------------------------------------------------------------------------
۱.با سپاس بیکران از دوستان بزرگواری که در این مدت، حقیر و وبلاگ بی بهای باغ ادب را مورد محبت قرار داده اند.
۲- اگر حضرت بویحیی! اجازه دهد وبلاگ هر بیست روز یا سی روز به روز می شود.
سلام و عرض ادب
تا اطلاع ثانوی قصد به روز کردن وبلاگ را ندارم. از دوستان و همکاران عزیزی که در این مدت در مطالب ارائه شده همفکری و هم اندیشی کرده اند بی نهایت سپاسگزارم.![]()
گویند: دزدی وارد خانه ای شد و با این گمان که صاحبخانه در خوابی عمیق است وسایل باارزش را روی ملافه ای گذاشت و بست سپس با گفتن یاعلی قصد داشت آنها را روی دوش بیندازد اما نتوانست. صاحبخانه که پشت سر دزد ایستاده بود به شانه او زد و گفت: برادر من! من با هزار تا یاعلی این ها را جمع کرده ام تو با یک یا علی می خواهی بلند کنی و ببری؟
به صورت تصادفی با وبلاگی تحت عنوان استادان علیه تقلب آشناشدم که توسط برخی از اساتید دانشگاه های مختلف ایجاد شده تا در حد توان به مبارزه با پدیده شوم تقلب در مجامع علمی بپردازد. پدیده ای غیراخلاقی که در سطوح بالای علمی همه گیر شده و به سرعت در حال گسترش است به گونه ای که سال گذشته به دلیل تقلب های متعدد در چاپ مقالات علمی ISI ، رسوایی علمی کشور را در پی داشت .خود در دوران تحصیل در مقطع ارشد شاهد چندین شکل از این سرقت ها بوده ام . دوستی از ترم اول موضوع پایان نامه خود را مشخص کرده و می گفت از دیرباز دوست داشتم این موضوع را کار کنم. ترم سوم موضوع را با استاد راهنما درمیان گذاشت و با تعریف و تمجید وی که این موضوع بسیار بکر و جالب است روبرو شد. دو هفته بعد وقتی پیگیر امر شد استاد منکر گذشته شد و گفت این موضوع را من مدتهاست دارم کار می کنم. در مورد دیگر برخی دانشجویان باهوش متوجه شدند که یکی از اساتید که دائم فخرفروشی می کند بخشی از رساله دکترایش، کپی پایان نامه یکی از دانشجویان با همان موضوع بود.
به هرحال کشف یک امر نامعلوم در هر حوزه ای از دانش که باشد خواه تجربی یا علوم انسانی امری طاقت فرساست و اگر کسی در هر مقامی که باشد بخواهد آن را به نام خود کند نه تنهابه حیثیت علمی خود لطمه زده بلکه باعث ناامنی در محیط علمی می شود. در همان سال دوستی از هم خوابگاهی اش که در مقطع دکترای فیزیک تحصیل می کرد می گفت که استاد راهنمایش اختراع وی را به نام خود ثبت کرده و باعث شده این دانشجو به افسردگی شدید مبتلا شود . می گفت: حال من درست مثل کسی است که بچه اش را از او گرفته اند....
امیدوارم با همت چنین اساتیدی قبح این عمل برای همگان روشن شود تا شاید محیط علمی ما پاک شود و اهل علم با فراغت بال به تحقیق و پژوهش بپردازند.
صلوات فرستادن بر پیامبر و خاندانش در نزد مسلمانان و به ویژه شیعیان بسیار مهم و دارای اجر اخروی است و در اهمیت این موضوع همین بس که خداوند اولین درود فرستنده بر حضرت پیامبراست(«إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛) اما در این میان گاه صلوات بدون توجه به محتوا معنای دیگری پیدا می کند و ما از این امر برای بروز احساسات یا رسیدن به هدف استفاده می کنیم . موارد زیر از این جمله اند:
۱- برای شروع کار
۲- برای اتمام دعوا و درگیری
۳- مواجه شدن با رویدادی خوش مانند :وصل شدن برق . (چندی پیش در تولد نخستین گوساله شبیه سازی شده ، با ذکر صلوات گوساله را از شکم مادر بیرون می کشیدند)
۴- برای ساکت کردن جمعیت
۵- به پایان رسیدن کاری
۶- برای به یاد آوردن مطلبی هنگام فراموشی
۷- برای ادای احترام مثلا ورود معلم به کلاس
و چندین و چند مورد دیگر...
عجیب اینکه در حدود هزار سال پیش عنصرالمعالی کیکاوس ابن اسکندر در باب سی و یکم کتاب قابوس نامه در نصیحت وعاظ چنین می گوید:
...ولکن جامه پاک دار و مریدان نعره زن دار چنانکه در مجلس تو باشند به هر نکته که تو بگویی وی نعره بزند و مجلس گرم همی دارد و چون مردم بگریند تو نیز وقت وقت همی گری و اگر بسخنی درمانی باک مدار به صلوات و تهلیل و گرم سخنی همی گذران... ( قابوس نامه ص ۱۲۳)
پی نوشت --------------------------------------------------------
ادب دوستان گرامی برای مطالعه مقاله نگارنده در باب سعدی چاپ شده در روزنامه اطلاعات می توانند به آدرس زیر مراجعه کنید: